سلام. وقتتون خوش. من از دوران مجردی دوست داشتم که شوهر آیندمون پوشک کنم و مثل یک نوزاد نگهداری کنم. خواستگار که برام اومد هم قد خودم ولی لاغرتر از من. دو جلسه که باهاش صحبت کردم فهمیدم شخصیت قدرتمندی نداره ولی فوق العاده انسان خوبیه. دوران نامزدی بهش گفتم ف.... خیلی دوست دارم یک بچه رو پوشک کنم و مثل نوزاد باشه برام. خندید گفت ان شاالله زودتر عروسی میگیریم بچه دار میشیم و به آرزوت میرسی. گفتم اونکه تا انجام بشه حدود ۲ سال طول میکشه. تا اون موقع چیکار کنم. گفت نمیدونم. یک روز که توی اتاق بودیم گفتم بهش ف.... ، کوچولوی من میشی؟!!!! گفت نه! اعصابم بهم ریخت بهش گفتم تو غلط میکنی. از این به بعد هر موقع بهت گفتم مثل یک نوزاد میای پیشم ، ضمنا از همین امروز مثل بچه ها پوشکت میکنم. فهمیدی. دیدم ترسید رنگ صورتش مثل گچ شد. بغلش کردم گفتم کوچولوی من نترس حرف مامانی رو گوش بده بهت خوش میگذره. ۲ ماه پیش عروسی گرفتیم و همچنان فرامرز نی نی کوچولوی من هست. معلمه. موقعی که مدرسه میره پوشکش نمیکنم. ولی اومد خونه میشه نی نی. شیر خشک و پستونک و شیشه شیر گرفتم با پوشک. خودشم خیلی دوست داره. از مدرسه که میاد بدو بدو میره رو تخت که پوشکش کنم.

آدرس وبلاگ شخصی پوشک عاشق یا وب پوشکی ها رو بار ها گذاشتیم ولی بازم میزاریم ، اینو هم بگم برای حمایت از ما لطفا بیشتر در نیلوبلاگ ما حضور داشته باشید:
https://diapers.blog.ir
وب پوشکی ها و ABDL ها...
ما را در سایت وب پوشکی ها و ABDL ها دنبال می کنید
برچسب : علاقه به پوشک شدن,داستان بازگشت به پوشک,کامنت وبلاگ پوشکی ها,بستن لاستیکی,
نویسنده : گروه ABDL مدیا ddtrdiaper
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : سه
شنبه
26 تير
1403 ساعت: 4:38